بیا ، هر چه دل تنگت بخواهد اینجاست
شهادت مولای متقیان ، اسد الله ، عین الله ، لسان الله ،
ید الله، وجه الله ، اذن الله ، نفس الله ، یعسوب الدین ،
قائد قر المحجلین ، خالق السماوات و الارضین ، مولی
الکونین ، قتال العرب ، یعنی حقیقت مظلوم
امیرالمومنین (علیه السلام) را بر تمام
شیعیان و محبین واقعی ایشان تسلیت
عرض می نمایم .
یا علی
در واپسین لحظات
اصبغ بن نباته می گوید :
در وا پسین لحظات عُـمـر ِ امیر المومنان علی (علیه السلام) که
فرق مبارکشان از شـمشیر کین ملعون ابد و ازل ابن ملجم مرادی
( لعنة الله علیه ) شکافته شده بود ، به عیادت مولایم رفته بودم ؛
آن حضرت به من فرمودند :
ای اصبغ ! بنشین و حدیثی از من بشنو ، که بعد از این روز ،
دیگر از من سخنی نخواهی شنید .
بدان ای اصبغ همانطور که تو اکنون به عیادتم آمده ای من نیز به
عیادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفته بودم . آن
حضرت به من فرمودند :
ای ابالحسن ! برخیز و به مردم بگو : برای نماز جماعـت در
مسجد حاضر شوند ، آنگاه بر فـراز منبر رفـته و یک پله از مقام
من پایین تر بنشین و به مردم بگو :
آگاه باشید! هر که بر والدین خود جفا کند ، لعنت خدا بر او باد ؛
آگاه باشید! هر بنده ای که از مولای خود فرار کند ، لعنت خدا
بر او باد ؛
آگاه باشید! هرکه در مُـزد و اجرت کارگری ستم کند ، لعنت
خدا بر او باد .
ای اصبغ ! من دستور حبیبم ، رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و
سلم ) را انجام دادم . در این هـنگام مردی از گوشه ی مسجد
برخاست و گفت :
ای ابالحسن ! آنچه گفـتی به عـبارت مختصر بود ، آن را شرح و
توضیح بده .
من پاسخ او را ندادم ، تا اینکه خدمت رسول خدا ( صلی الله
علیه و آله و سلم ) شرفیاب شده و آنچه را که آن مرد گفـته بود ،
به ایشان عـرضه داشتم .
اصبغ گوید : در این هـنگام امام عـلی (علیه اسلام) دست مرا
گرفـت و فـرمودند : ای اصبغ ! دست خود را بگشا ! من دست
خود را گشودم و حضرت یکی از انگشتان من را گرفـت و
فـرمودند :
همانگونه که من انگشت تو را گرفتم، رسول خدا (صلی الله علیه
و آله و سلم) انگشت مرا گرفت، آنگاه فرمودند :
ای ابالحسن ! به راستی که من و تو ، پدران این امت هستیم ، هر
که به ما جفا کند ، لعنت خدا بر او باد ؛
به راستی که من و تو ، مولای این امت هستیم ، هر که از ما فرار
کند ، لعنت خدا بر او باد ؛
به راستی که من و تو ، دو اجیر این امت هستیم ، هر که در
پاداش ما ستم کند ، لعنت خدا بر او باد ؛
آ نگاه به من فرمودند : آمین .
اصبغ می گوید : حضرت این سخن را فرموده و بیهوش شدند ،
سپس بهوش آمده و فرمودند :
ای اصبغ ! هنوز نشسته ای ؟
عرض کردم : آری ای مولای من .
فرمودند : می خواهی حدیث دیگری اضافه کنم ؟
عرض کردم : آری خداوند از خیراتش بر شما بیفزاید .
فرمودند : [ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند :
یا علی ] وقتی روز قیامت فرا می رسد ، خداوند منبری بلند تر از
منبر پیامبران و شهیدان برای من قرار داده ؛
آنگاه به من دستور می دهد تا بر فراز آن بالا روم ، سپس به
تو دستور می دهد که یک پله پایین تر از من صعود کنی . آنگاه
به دو فرشته امر می کند که یک پله پایین تر بنشینند ؛ هنگامی که
همه بالای آن منبر قرار گرفتیم ، هیچ کس از پیشینیان و آخرین
نمی ماند ، جز آنکه همه در پیرامون او حاضر می شوند . یکی از
فرشتگان که پایین تر از تو نشسته فریاد می زند :
ای مردم ! هر که مرا می شناسد که می شناسد ، اینک خود را
معرفی می کنم :
من رضوان خزینه دار بهشتم ؛
آگاه باشید ! خداوند به احسان ، کرم ، فضل و جلالش ، به من
دستور فرموده که کلید بهشت را به حضرت محمد (صلی الله
علیه و آله و سلم) واگذار کنم ، و آن حضرت به من دستور داده تا
آنها را در اختیار علی ابن ابی طالب (علیه السلام) قرار دهم ، پس
شما در این امر گواهی داده و شاهد باشید .
آنگاه فـرشته ای که پایین تر از او بوده ، بر می خـیـزد و چـنان
فـریاد می زند که هـمه جـمعـیـت صدای او را می شنوند و می
گوید :
ای مردم ! هر که مرا می شناسد که می شناسد و هـر که مرا
نمی شـناسـد ، من هـم اکـنون خـودم را معـرفی می کنم :
من مالک ! خزینه دار دوزخ می باشم ؛
آگاه باشید ! خداوند به احسان ، کرم ، فضل و جلالش ، به من
دستور فرموده که کلیدهای دوزخ را به حضرت محمد (صلی الله
علیه و آله و سلم) واگذار نمایم و حضرت محمد (صلی الله علیه و
آله و سلم) به من دستور داده تا آنها را دراختیار علی ابن ابی
طالب (علیه السلام) قرار دهم ، پس شما در این امر گواهی داده و
شاهد باشید .
(در این هنگام امام علی (علیه اسلام) کلید های بهشت را و
دوزخ را می گیرد . )
سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند :
ای علی پس تو و شیعیانت از دامان خاندانت می گیرند ( متوسل
می شوند . )
امام علی (علیه اسلام ) می فرمایند : من دستانم را بر هم زدم و
عرضه داشتم : یا رسول الله ! به سوی بهشت می رویم ؟!
پیامبر فرمودند : آری سوگند به پروردگار کعبه !
اصبغ می گوید : من در آن حال فقط همین دو حدیث را از مولایم
شنیدم ؛ حضرت علی (علیه اسلام) این سخنان زیبا و دلنشین را
فرمودند و آنگاه روحشان به سوی پروردگارشان پر کشید .
ترجمه ی القطره ، جلد 2 صفحه ی 402
